شکسته
خداوند به سه طریق به دعا های ما جواب می دهد
او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد
او می گوید نه و چیز بهتری را به تو می دهد
او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد

+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 23:42 توسط امیر
|

آخر دنیاست به خدا

آدمک آخر دنیاست
بخند
آدمک مرگ همین جاست
بخند
دست خطی که تورا عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست
بخند
آدمک مست نشی گریه کنی
کل دنیا سراب است
بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست
بخند
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 21:57 توسط امیر
|

به خدا خسته از آن زخم زبانت شده ام
بی خيال تو و ابروی کمانت شده ام
عشق تو بر دل من بار گرانيست و من
بی تحمل شده از بار گرانت شده ام
آنقدر دلبر و دلدار و فريبا نشدی
مکن اين فکر که مجنون زمانت شده ام
دو سه روزيست که رفتی و دلم آزاد است
آری آزاده ترين مرد جهانت شده ام
اشکم از ديده فرو ريخت و رسوايم کرد
حرف آخر...تو کجايی؟نگرانت شده ام

+
نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 0:30 توسط امیر
|

پدر آرام جان
دلم بگرفته با صدآه و فریاد چه کس کاشانه ما را فنا داد
بساط مهر و خوبیها کجا شد پدر ما را چرا بردی تو از یاد
پدر، بابای خوب ومهربانم تو ای آرام جان ناتوانم
چه زود دل رابریدی از عزیزان پدر با مرگ تو جان رفت زجانم
شدم بی تاب از داغ فراقت به خواب آیم اگر دیگر سراغت
زمستان سرد شد کوهها و صحرا ولیکن خانه ها گرم است بابا
چو رفتی خانه ما سرد شد سرد دل ما پر زدرد شد ، درد بابا
زدی آتش به باغ زندگانی مرا در کودکی و جوانی
نکردی فکر ، بابا زود رفتی گرفتی تو سرای جاودانی
قفس بشکست و پرواز دگر شد تو را آغار دنیای دگر شد
پدر

+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 21:49 توسط امیر
|


زندگی یعنی تفسیر سه کلمه
خندیدن ، بخشیدن و فراموش کردن 
پس بخند ، ببخش و فراموش کن
زندگی یعنی شطرنج بازی
اگر بازی نکنی میگن بلد نیست
اگر بد بازی کنی می بازی
اگر خوب بازی کنی همه می خواهند شکستت بدهند
زندگی یعنی دیکته
هی بنویسی اگر غلط بود پاک کنی دوباره بنویسی
باز پاک کنی قافل ازاینکه یه روز داد می زنند ورق ها بالا
زندگی یعنی نگاه آفتاب
زندگی خورشيد پر خون است و بس
سايه لک بيد مجنون است و بس 
زندگی فریاد سرخ بادهاست
انعکاس تیشه فرهادهاست
زندگی مثل یک جاده است من و تو توش مسافریم شاید توی این جاده یک روز به هم برسیم
عاشق همه شما هستم

+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 18:45 توسط امیر
|

یادمان باشد
اگر شاخه گلی را چیدیم
وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم
یادمان باشد : سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق زهربی سرو پایی نکنیم

+
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 21:45 توسط امیر
|

مرگ
دانم ای زیبا روزی بر مزارم بنشینی
سر کنی آه و زاری گوشه ی غم بگزینی
من به امید وصالت عمر خود دادم بر باد
تا تو اکنون این چنین بر خاک ماتم بنشینی
رفته ام از یاد - عمر بی بنیاد
در غم رویت - داده ام بر باد
ناله های مرا شنیدی همچو بخت از برم رمیدی
پیش چشمان ژاله بارم با رقیبان من پریدی
داده ام ای داد عمر خود بر باد
به من بگو تا به کی با رقیبم می مانی
به گوش او از وفا قصه تا کی می خوانی
چو بسته شد پای او همچو من در دام تو
شبی به خواب از جفا ناگهانش می رانی
عبرت بگیر از عمر من
چو من مکش از او دامن
تو عهد خود با او مشکن

+
نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 19:40 توسط امیر
|

عشق از نگاه زن
عشق ازنگاه زن ريا، یعنی این که شوهرش صبح زودتر از او بیدار شود و صبحانه راآماده کند
عشق یعنی این که شوهر حداقل روزی سه بار با محل کار او تماس بگیرد و احوال همسرش رابپرسد
عشق یعنی این که ، مرد بداند ،زنش یک روز را چگونه سپری کرده است
عشق یعنی این که ، در یک مهمانی ،شوهرش با همسرش گرم بگیرد
عشق یعنی این که مرد در سالروز ازدواج از زن بخواهد، دوباره با وی ازدواج کند
عشق یعنی این که مرد در میان جمع بگوید که زن او فوق العاده است
+
نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 19:14 توسط امیر
|

|